سلام خدمت مخاطبين سایت سرگرمی در اين پست مطالبی با ارزش و خواندنی قرار داده ایم امیدواریم با مطالعه آن نهایت استفاده را ببرید

    اگر از اين پست لذت برديد و خوشتون امده در صفحات اجتماعي خود به اشتراک بگذاريد تا ديگران هم استفاده کنند.

    و همچنين خواهشمنديم با نظرات و پيشنهادات خود ما را ياري بفرماييد

    با گذاشتن نظر در قسمت دیدگاه ها می توانید ما را در بهتر شدن یاری کنید

    اگر هنوز کسی از من بپرسد بهترین سریال ابرقهرمانی چیست، در جواب نام سریال Daredevil را می‌گویم. چرا که شبکه نتفلیکس برای تولید سریال Daredevil از همان ابتدا، پروسه ساخت را به دست کاربلدها سپرد. شاید فصل دوم نتوانسته باشد انتظاراتمان را فراتر ببرد ولی با افتتاحیه به نسبت خوب فصل سوم، دوباره امید در دل ما هواداران سریال‌های ابرقهرمانی زنده شد. ولی آیا این یک امید واهی است یا فصل سوم توانسته به اندازه فصل اول موفق ظاهر شود؟

    در فصل اول، شخصیت مت مرداک و زادبومش هلزکیچن را شناختیم و از دنیای تیره و تاری که سازنده‌ها برای‌مان تهیه و تدارک دیدند، لذت کافی بردیم. در همین حین و حال با یاکوزا، مافیای چین و روس نیز تا حدودی آشنا شدیم. به همین خاطر سریال Daredevil از همان ابتدا تکلیفش را با ما مشخص می‌کند. قرار نیست با ابرقهرمانی شاد و خندان روبه‌رو شویم که از پسِ هر جنبنده‌ای برمی‌آید. مت مرداک به عنوان یک فرد نابینا، آنقدر غمگین و درمانده در دنیایی است که به آن گرفتار شده. از طرفی باری نیز روی دوشش سنگینی می‌کند و آن چیزی نیست جز نجات هلزکیچن از شر تبهکاران درجه یک مثل ویلسون فیسک یا همان کینگ‌پین.

    • سازندگان: درو گودارد
    • بازیگران: چارلی کاکس، وینسنت دونوفریو، دبورا ان ولف
    • شبکه: نتفلیکس
    • کمپانی سازنده: ای‌بی‌سی استودیو، دِنایت پروداکشنز، گودارد تکستایلز

    در فصل اول شاهد هستیم که مت مرداک (و نه دردویل) به همراه دوستانش، فیسک را محکوم کرده و به زندان می‌اندازند. سپس مرداک در فصل دوم با یک سری از کاراکترهای دیگر دنیای مارول درگیر اتفاقات پر فراز و نشیبی می‌شود. پس از پایان فصل دوم، دردویل باید شهر را از آسیب The Hand نجات بدهد و دردویل این بار از دیگر دوستان ابرقهرمانش کمک می‌گیرد. و حالا پس از این همه حادثه، فصل سوم را به گونه‌ای آغاز می‌کنیم که دردویل لنجاره‌کش خودش را در خیابان هلزکیچن به پیش می‌کشد. چه بلایی به سرش آمده؟ در چند نما، وی را به همراه الکترا در ساختمان در حال تخریب می‌بینیم و سازنده‌ها صرفا به همین نماها بسنده می‌کنند و اطلاعات بهتری از پایان‌بندی سریال The Defenders در اختیار بیننده قرار نمی‌دهند. به همین سبب سریال را به گونه‌ای آغاز می‌کنیم که حتی به چند سوال ساده جوابی داده نمی‌شود: سرآغاز فصل سوم در چه زمانی و در چه مکانی از هلز کیچن رخ می‌دهد؟

    بررسی سریال daredevil

    برای اولین بار در طول این سری، تک‌گویی‌های مت مرداک با ذهن خودش را می‌بینیم. به پس‌زمینه دقت کنید که چهره فیسک محو شده است. فیسک در این نما زائده ذهن مرداک بوده و شما از همان ابتدا به مدد کارگردانی خوب، این موضوع را کاملا درک می‌کنید.

    شاید فکر می‌کنید این حرکت، صرفا یک ترفند و حربه‌ای است که قصه‌گویان این فصل در تلاش هستند تا در لابه‌لای روایت فصل سوم، کمی به عقب نیز نگاهی بیندازند. ولی فصل سوم سریال Daredevil حکایت دیگری دارد.

    افتتاحیه فصل سوم سریال Daredevil با احتساب این نکته منفی که از گذشته حرفی به میان نمی‌کشد، قادر است در همان وهله اول انتظاراتمان را تا حدودی برآورده کرده و ما را به وجد بیاورد. همه چیز نوید یک فصل هیجان‌انگیز و پر از درگیری را می‌دهد. چرا که فیسک تدبیری می‌اندیشد تا با لو دادن مجرمین آلبانی، روزنه‌ای بر آزادی‌اش از زندان پیدا کند. روزنه‌ای که سرآغاز سلسله اتفاقات این فصل محسوب می‌شود و به قدری جان دارد که ما به عنوان مخاطب حوصله‌مان سر نرود.

    ولی رفته رفته پس از چند اپیزود حس می‌کنیم قرار نیست از فرمول موفق فصل نخست سریال Daredevil استفاده شود. شاید تهیه‌کنندگان گمان می‌کردند سریال به یک ریتم یکنواخت دچار می‌شود. ریتمی که پیش از این در فصل نخست، با قدرت بخشیدن به درامِ ماجرا، این اثر سریالی را به یک فیلم سینمایی نزدیک کرد. طوری که گویا یک فیلم سینمایی تقریبا ۱۳ ساعته را در قالب یک سریال تماشا می‌کردیم. ولی در فصل دوم این روند تغییر اساسی پیدا کرد. روایت چندجانبه و جسته و گریخته نتوانست آنگونه که باید، انسجام خط داستانی را حفظ کند. این زمینه‌چینی را فراهم کردم تا بگویم فصل سوم از حیث روایت، تلفیقی است از نوع قصه‌گویی دو فصل گذشته سریال Daredevil. شاید به همین خاطر شما هم مثل من حس می‌کنید فصل سوم معلوم نیست با خودش چند چند است! روایت چندجانبه یا یک روایت واحد و پیوسته؟

    بررسی سریال Daredevil

    شخصیت مت مرداک در ماجرای این فصل دوست‌داشتنی‌تر به نظر می‌رسد. شاید چون از همه دنیا خسته شده. ایفای نقش بی‌نظیر چارلی کاکس در نقش مت مرداک، بهترین المان این سری است.

    با این اوصاف، همانطور که در ابتدای بررسی اشاره کردم، بهترین سریال ابرقهرمانی تا به امروز را باید سریال Daredevil بدانیم. چون همه چیز در دنیای دردویل به شدت تلاش می‌کنند تا باورپذیر باشند. ابرقهرمانی که نقاط ضعف بسیار زیادی دارد و گاهی اوقات حتی نیت و اهداف ضدقهرمانانه‌اش بیشتر به چشم می‌آید تا روحیه‌ نجات دنیا از شر تبهکاران. تبهکارهایی که نیازی ندارند حتما آنتاگونیست و ضدِ قهرمان باشند. ویلسون فیسک به غیر از چند ویژگی رفتاری، نه دوران کودکی‌اش به مت مرداک شباهت داشت و نه مسیر زندگی‌اش. سازنده‌ها به شدت تلاش کردند تا فیسک همانند کمیک‌های مارول، یک تبهکار باهوش به همراه خشمی نهفته به نظر برسد. در فصل سوم، تکامل شخصیت فیسک را به خوبی می‌بینیم. شاید دیگر زمان آن رسیده او را کینگ‌پین خطاب کنیم.

    پرداخت خوب و به شدت تکامل یافته ویلسون فیسک، ما را بر آن داشت تا همین روند را در مت مرداک نیز به وضوح شاهد باشیم. ولی مت بیشتر درگیر این موضوع است آیا در نقش دردویل از قدرت‌هایش برای کشتن فیسک استفاده کند یا همانند کاراکتر اجتماعی‌اش، او را مجدد به زندان بیندازد. در همان اپیزود نخست او بیان می‌کند ترجیح می‌‌دهد در نقش دردویل بمیرد تا اینکه مت مرداک باقی بماند. برای اولین بار در سریال با تک‌گویی‌های درونی (اینرمونولوگ) روبه‌رو می‌شویم و مت مرداک با توهم‌های ذهنش صحبت می‌کند. حرکتی به غایت خوب و پسندیده که شاید در فصل‌های آتی این مسئله را نبینیم.

    • بررسی سریال daredevilجواب به یک سوال پر تکرار: حتما باید سریال مدافعین (The Defenders) را جهت فهمیدن حوادث فصل سوم سریال Daredevil تماشا کنیم؟
    • اگر شروع گنگ و ابهام‌برانگیز فصل سوم را تحمل می‌کنید، نیازی به تماشای این سریال نیست. چرا که پرونده The Hand در همان سریال بسته می‌شود. قرار بود تیم مدافعین که شامل آیرون فیست، لوک کیج، جسیکا جونز و دردویل بود، به یک سریال پرمخاطب تبدیل شود. ولی ایرادات ریز و درشتش باعث شد تیم مدافعین در حد یک مینی‌ سریال باشد و بس. هنوز از ساخت فصل‌های آینده از این مینی‌ سریال، خبری بین رسانه‌های معتبر پخش نشده.

    مرداک از زمین و زمان می‌نالد و از خدا ناراحت است که چرا چنین سرگذشتی را برای‌ وی رقم زد. این حس درماندگی را در کمتر سریال ابرقهرمانی می‌بینیم. آن هم حس درماندگی در دنیای مارول که اغلب با تم شاد و رنگارنگ در هالیوود معروف شده است.

    در سریال به قدری درگیر ماجراهای دردویل و کینگ‌پین می‌شویم که احتمالا قصه‌گویان این فصل یادشان رفته شخصیت‌های دیگری نیز در این سریال حضور دارند. کارن پیج و فاگی نلسون، دو دوست گرمابه و گلستانِ دردویل در چند اپیزود ابتدایی فصل سوم حضور آن چنان فعالی ندارند. شاید اگر صحنه‌های حضورشان را جلوی دوربین در چند اپیزود ابتدایی حذف کنیم، هیچ صدمه‌ای به تجربه خط داستانی سریال Daredevil وارد نشود. از طرفی مقدمه‌چینی‌های زیادی در این فصل برای فعالیت کاراکترهای فرعی می‌بینیم که شاید حوصله‌سر بر باشد. هر چقدر فصل سوم در زمینه سناریو و پرداخت شخصیت‌ها ضعف نشان می‌دهد، از سوی دیگر با فیلم‌برداری و تدوین حرفه‌ای سعی داشته تا جبران مافات کند.

    بررسی سریال daredevil

    ری ندیم با بازی نسبتا خوب جِی علی در نقش فردی از سازمان اف‌بی‌آی است که در دام کینگ‌پین میفتد. سرآغاز تمام بدبختی‌های فصل سوم سریال دردویل بر اساس حماقتی است که ندیم در افتتاحیه این فصل انجام داده. در اکثر اوقات چهره محزون وی را به خوبی می‌بینیم. هر چند تقابل دردویل با ندیم چندان خوب از آب درنیامده.

    کات نخوردنِ صحنه‌های مبارزه و چرخش دوربین حول دردویل در حین نبرد با دشمنانش به قدری دیدنی است که اگر بیست بار هم به تماشای برخی از سکانس‌های اکشن این سریال بنشینید، قادر هستید مثل روز اول از تماشای آنها لذت ببرید. دکوپاژ صحنه به قدری حساب شده است که اگر تصاویر موجود در اینترنت از فصل سوم سریال Daredevil را ببینید، فکر می‌کنید به یک تصویر از یک اثر سینمایی زل زده‌اید و نه یک سریال تلویزیونی. از دیگر خلاقیت‌های سازندگان می‌توان به رنگ‌بندی محیط‌های بسته اشاره کرد که سعی شده هلزکیچن از آنچه فکر می‌کنیم، تیره و تاریک‌تر به نظر برسد. با این اوصاف فصل سوم سریال Daredevil هنوز در برخی از المان‌ها می‌لنگد.

    البته واژه «لنگیدن» شاید کمی دور از انصاف باشد و بهتر است بگوییم فصل سوم در بعضی از ویژگی‌هایش «درجا» می‌زند. منطق روایی در این سریال کمی از حالت استاندارد خود خارج می‌شود. جریانی که در فصل سوم سریال Daredevil آغاز شده به اندازه کافی قدرتمند است تا ماجرای این فصل با یک هیجان مناسب به اتمام برسد ولی بد نیست نگاهی دقیق‌تر به ماجرا بیندازیم.

    • بررسی سریال Daredevilفصل سوم سریال Daredevil بر اساس کمیک بوک ساخته شده یا یک ماجرای اورجینال و اصیل است؟
    • حوادث این فصل از سریال دردویل، از کمیک «تولد دوباره» (Born Again) به نگارش فرانک میلر اقتباس شده ولی سناریونویس‌های این فصل، در احمق نشان دادن کاراکترها در سریال سنگ تمام می‌گذارند! حتی در دیالوگ‌ها نیز به وفور می‌بینیم شخصیت‌های باهوشی مثل کرن پیج، خودشان را احمق می‌دانند. این احمق خواندن یکدیگر شخصیت‌ها، فارغ از حوادث کمیک باعث می‌شود کاراکترها از دید بیننده، دیگر مثل گذشته اعتبار نداشته باشند و این یعنی مرگ تدریجی شخصیت‌های این فصل از نظر ما به عنوان مخاطب این سریال.

    طبق یک اصل نانوشته، هر سریالی به جز درام باید دست کم یک نقطه اوج در اپیزودهای پایانی‌اش وجود داشته باشد تا بیننده برای تماشای ادامه سریال مجاب شود. یا حداقل هر از گاهی، قصه سریال چند شوک به مخاطب وارد سازد. ولی عجیب است چرا قصه‌گویان سریال Daredevil در این امر خساست به خرج می‌دهند و به غیر از یک افشاسازی، حرف دیگری به میان نمی‌آید تا برق از سر بیننده بپرد.

    ورود شخصیتی جدید به نام پویندکستر در نقش یک مامور فدرال و یک روانی تمام عیار تا حدودی برای بیننده جذابیت دارد ولی از آنجایی که از گذشته این شخصیت اطلاعات چندانی در دست نداریم و صرفا با چند فلش‌بک قرار است شناختی نسبی از پویندکستر داشته باشیم، این شخصیت منفی یک بار برای همیشه پس از پایان فصل، از یاد و خاطره ما حذف می‌شود. هر چند با پایان‌بندی فصل سوم سریال Daredevil بعید نیست دوباره وی را در فصل‌های آینده در مقابل مت مرداک ببینیم.

    بررسی سریال daredevil

    به چهره ویلسون فیسک و پویندکستر دقت کنید. همینطور به خارج شدن پویندکستر از کادر. نشان دادن قدرت فیسک از این بیشتر؟ این همه وسواس در کارگردانی، شما را به وجد نمی‌آورد؟

    متاسفانه وینسون بِتِل در نقش پویندکستر علی رغم تلاشش نتوانسته مثل وینسنت دونوفِریو در نقش ویلسون فیسک، قوی ظاهر شود. بِتِل در نقشش فرو می‌رود ولی به قدری سطح ایفای نقش چارلی کاکس (مت مرداک) و وینسنت دونوفریو باورپذیر و طبیعی است که بِتِل حداقل تا دو فصل آینده باید تلاش کند تا یک نقش استثنایی و ماندگار در دنیای سریالی مارول از خود به یادگار بگذارد. به شرطی که «اگر» در فصل‌های آینده حضور داشته باشد.

    و اما مفهوم اصلی کمیک «تولد دوباره» و این فصل از سریال Daredevil در ناکارآمد بودن سیستم قضایی ایالات متحده است. در این فصل از ماجراهای مت مرداک به خوبی درک می‌کنیم یک تبهکار واقعی در دنیای غرب می‌تواند با صرف هزینه هنگفت، حتی سازمان اف‌بی‌آی را نیز تصاحب کند و هر شب در یک پنت هاوس شام بخورد و ککش هم نگزد.

    بررسی سریال Daredevil

    کارن پیج مثل دو فصل قبل در تلاش است همان رفتار و منش ثابت خودش را برای مبارزه با مفاسد اجتماعی دنبال کند و آن چیزی نیست جز رسوایی در مطبوعات خبری.

    چالش مت مرداک با اهریمن درونش و صد البته غرغرهایش با دیگران به یک طرف، تلاش‌های نافرجامش برای از پا در آوردن فیسک و توطئه‌هایش از طرف دیگر ماجراهای این فصل را رقم می‌زند. در این میان پویندکستر روان‌پریش را نیز به این ماجرا اضافه کنید که توسط فیسک به بازی گرفته می‌شود. این همان فرمول تلفیقی است که قصه‌گوهای این سریال به واسطه تجربه دو فصل، آن را برای تهیه فصل سوم به کار گرفتند.

    آیا سریال Daredevil به اندازه فصل اول جذاب و قوی به نظر می‌رسد؟ اگر نظر من را بخواهید فصل سوم را بهتر از فصل پیشین دردویل و ضعیف‌تر از فصل نخست می‌دانم. سیزده قسمت با دردویل و چالش‌های پیش روی‌اش روبه‌رو شدیم ولی گویا سازنده‌های این سریال قرار نیست از همان فرمول قدرتمند فصل اول استفاده کنند. نمی‌دانم این سرسختی را به نام «حماقت» بدانم یا «سماجت». هر چه باشد، سریال Daredevil هنوز یک اثر سرگرم‌کننده و خوش ساخت است. حتی اگر هیچ علاقه‌ای نسبت به این ابرقهرمان نابینا ندارید، تماشای چارلی کاکس در نقش دردویل و دیالوگ‌گویی‌هایش به قدری می‌تواند برای‌تان جذاب باشد که قید تمام نقاط ضعف سریال را بزنید.

    شما مخاطبين عزيز سايت با مراجعه به سایت سرگرمی از اين پس با مراجعه به وب سايت ما مي توانيد جديد ترین مطاب را مطالعه کنید و از خواندن ان ها لذت ببريد

    وچنانچه انتقادي به سايت ما داشتيد مي توانيد در قسمت نظرات ما را در جريان بگذاريد

    سایت سرگرمی

    سلام خدمت مخاطبين سایت سرگرمی در اين پست مطالبی با ارزش و خواندنی قرار داده ایم امیدواریم با مطالعه آن نهایت استفاده را ببرید

    اگر از اين پست لذت برديد و خوشتون امده در صفحات اجتماعي خود به اشتراک بگذاريد تا ديگران هم استفاده کنند.

    و همچنين خواهشمنديم با نظرات و پيشنهادات خود ما را ياري بفرماييد

    با گذاشتن نظر در قسمت دیدگاه ها می توانید ما را در بهتر شدن یاری کنید

    پهپاد‌هایی که توسط مهندسین استنفورد و EPFL سوئیس و با الهام  از زنبور‌ها و عنکبوت‌ها ساخته شده‌اند، به جای بلند کردن اشیا مختلف، آنها را روی زمین یدک می کشند.

    درست مثل زمانی که بخواهید برای تکان دادن یک کمد در اتاقتان آن را روی زمین بکشید تا نیروی کمتری برای آن صرف کنید تا اینکه کمد را از روی زمین بلند کنید و در جای جدید قرار دهید.

    پایه‌های چسبنده و نخ‌هایی قدرتمند از اصلی ترین اجزای این پهپاد‌ها به شمار می‌روند تا بتوانند اشیاء سنگین وزن را روی زمین بکشند. این پهپاد‌ها که «FlyCroTugs» نام گرفته‌اند، در هوا مثل پهپاد‌های دیگر عمل کرده و در کنار پرواز به جهات مختلف، در محل مورد نظر کاربر فرود می آیند.

    اما این پرنده‌های کوچک دارای سه جزء کلیدی هستند: یک لنگر برای قفل شدن به اشیاء، یک پایه‌ی چسبنده برای چسبیدن به زمین در حین کشش و یک دستگیره چرخنده که بتواند لنگر را به سمت خود بکشاند.

    ایده‌ی به کار رفته در این پهپاد‌ها این است که یک یا چند دستگاه از این پرنده‌های حدودا ۱۰۰ گرمی بتوانند لنگرشان را به اشیایی مثل یک تکه زباله یا اهرم متصل کرده و آن را یدک بکشند. سپس آن‌ها در جایی فرود می‌آیند و نخ را به سمت خود می‌کشند. وقتی این پهپاد‌ها روی زمین خشک فرود آمدند، می‌توانند اشیایی تا ۴ کیلوگرم را روی زمین بکشند. البته این انتقال با سرعت پایینی اتفاق می‌افتد.

    «داریو فلورئانه» یکی از نویسندگان مقاله از EPFL سوئیس در باره‌ی این پهپاد‌ها می‌گوید:

    «مردم فکر می‌کنند پهپاد‌ها شبیه به ماشین‌هایی کوچکی هستند که در آسمان پرواز می‌کنند و به تماشای دنیا می‌پردازند. اما حشره‌های پرنده کار‌های بسیار زیادی انجام می‌دهند. مثل راه رفتن، بالا رفتن از سطح‌های عمودی، چنگ زدن و ساختن. برخی از حشره‌های پرنده هستند که می‌توانند با کمک هم کار‌هایی را به انجام برسانند.

    در این تحقیقات نشان داده‌ایم که پهپاد‌های کوچک قدرت حمل وسایل به کمک پهپاد‌های دیگر را دارند. این موضوع به آن‌ها کمک می‌کند تا در کار‌هایی را که انتظار داریم ربات‌های انسان‌نما انجام دهند موفق باشند.»

    شما مخاطبين عزيز سايت با مراجعه به سایت سرگرمی از اين پس با مراجعه به وب سايت ما مي توانيد جديد ترین مطاب را مطالعه کنید و از خواندن ان ها لذت ببريد

    وچنانچه انتقادي به سايت ما داشتيد مي توانيد در قسمت نظرات ما را در جريان بگذاريد

    سایت سرگرمی

    سلام خدمت مخاطبين سایت سرگرمی در اين پست مطالبی با ارزش و خواندنی قرار داده ایم امیدواریم با مطالعه آن نهایت استفاده را ببرید

    اگر از اين پست لذت برديد و خوشتون امده در صفحات اجتماعي خود به اشتراک بگذاريد تا ديگران هم استفاده کنند.

    و همچنين خواهشمنديم با نظرات و پيشنهادات خود ما را ياري بفرماييد

    با گذاشتن نظر در قسمت دیدگاه ها می توانید ما را در بهتر شدن یاری کنید

    عکاسی آنالوگ در سال‌های اخیر دوباره توانسته بین بعضی کاربران به محبوبیت برسد و تولیدکنندگان هم برای اینکه این نیاز بازار را برطرف کنند، ساخت پرینترهای فوری را در دستور کار قرار دادند؛ دستگاه‌هایی که به کمک آن‌ها می‌توان بلافاصله از عکس‌های دیجیتالی یک کپی فیزیکی گرفت. اما کمپانی معروف لایکا (Leica) برای ساخت دوربین جدید خود مسیری کاملا متفاوت را پیش گرفته است.

    لایکا گفته حذف صفحه باعث خواهد شد تا عکاسان «روی لحظه تمرکز کنند.»

    این کمپانی از ساعاتی دیگر دوربین M10-D را عرضه می‌کند که با وجود داشتن یک نمایاب (Viewfinder) برای عکاسی در آن LCD به‌کار نرفته است. به عبارت دیگر خریداران مستقیما نمی‌توانند عکس‌هایی گرفته‌ شده را مرور کنند و به جای آن باید از طریق موبایل، وای فای و اپلیکیشنی با نام Leica FOTOS نماهایی که ثبت کرده‌اند را ببینند.

    Leica FOTOS همزمان با عرضه M10-D در دسترس سیستم عامل‌های اندروید و iOS قرار می‌گیرد و کاربران با نصب آن روی گوشی، قابلیت تماشای عکس‌ها را خواهند داشت. البته کارکرد Leica FOTOS تنها به این مسئله محدود نشده و هر چند خیلی از کنترل‌های دستی در دوربین حضور دارند ولی برای بعضی تنظیمات خاص دیگر مثل اشتراک گذاری تصاویر و حرکت دادن شاتر باز به اپ نیاز است.

    با توجه به اطلاعات به دست آمده M10-D از سنسور 24 مگاپیسلی و تمام فریم CMOS بهره می‌برد، دارای پردازنده Maestro II بوده و 2 گیگابیت فضای داخلی دارد. برای فضای اضافی نیز خریداران می‌تواننداز کارت SD استفاده کنند. همچنین عکس‌ها با فرمت JPEGs و DNGs ذخیره می‌شوند. این دوربین از امروز و با قیمت 7.995 دلار قابل خریداری خواهد بود.

    لایکا

    شما مخاطبين عزيز سايت با مراجعه به سایت سرگرمی از اين پس با مراجعه به وب سايت ما مي توانيد جديد ترین مطاب را مطالعه کنید و از خواندن ان ها لذت ببريد

    وچنانچه انتقادي به سايت ما داشتيد مي توانيد در قسمت نظرات ما را در جريان بگذاريد

    سایت سرگرمی

    دانلود آهنگ سینا سرلک به نام گلایه

    در این پست می توانید آهنگ سینا سرلک گلایه را با دو کیفیت اصلی ۱۲۸ و ۳۲۰ به همراه متن اهنگ دانلود کنید

    دانلود آهنگ سینا سرلک گلایه

    Download New Song By Sina Sarlak  Called Gelayeh

    خوانندهنام آهنگموزیکدسته بندی
    سینا سرلکگلایهسعید رضاییآهنگ عاشقانه

     

    نوشته دانلود آهنگ سینا سرلک گلایه اولین بار در دانلود آهنگ جدید • دان موزیک. پدیدار شد.

    دانلود آهنگ محسن چاوشی به نام بازار خرمشهر

    در این پست می توانید آهنگ محسن چاوشی بازار خرمشهر را با دو کیفیت اصلی ۱۲۸ و ۳۲۰ به همراه متن اهنگ دانلود کنید

    دانلود آهنگ محسن چاوشی بازار خرمشهر

    Download New Song By Mohsen Chavoshi  Called Bazar Khoramshahr

    خوانندهنام آهنگترانه سرادسته بندی
    محسن چاوشیبازار خرمشهرآهنگ عاشقانه

     

    نوشته دانلود آهنگ محسن چاوشی بازار خرمشهر اولین بار در دانلود آهنگ جدید • دان موزیک. پدیدار شد.

    دانلود آهنگ ایرج بسطامی به نام وطن من

    در این پست می توانید آهنگ ایرج بسطامی وطن من را با دو کیفیت اصلی ۱۲۸ و ۳۲۰ به همراه متن اهنگ دانلود کنید

    دانلود آهنگ ایرج بسطامی وطن من

    Download New Song By Iraj Bastami  Called Vataneh Man

    خوانندهنام آهنگترانه سرادسته بندی
    ایرج بسطامیوطن منتک آهنگ

     

    نوشته دانلود آهنگ ایرج بسطامی وطن من اولین بار در دانلود آهنگ جدید • دان موزیک. پدیدار شد.

    دانلود آهنگ عارف به نام سلطان قلبها

    در این پست می توانید آهنگ عارف سلطان قلبها را با دو کیفیت اصلی ۱۲۸ و ۳۲۰ به همراه متن اهنگ دانلود کنید

    دانلود آهنگ عارف سلطان قلبها

    Download New Song By Aref  Called Soltane Ghalbha

    خوانندهنام آهنگترانه سرادسته بندی
    عارفسلطان قلبهاتک آهنگ

     

    نوشته دانلود آهنگ عارف سلطان قلبها اولین بار در دانلود آهنگ جدید • دان موزیک. پدیدار شد.

    سلام خدمت مخاطبين سایت سرگرمی در اين پست مطالبی با ارزش و خواندنی قرار داده ایم امیدواریم با مطالعه آن نهایت استفاده را ببرید

    اگر از اين پست لذت برديد و خوشتون امده در صفحات اجتماعي خود به اشتراک بگذاريد تا ديگران هم استفاده کنند.

    و همچنين خواهشمنديم با نظرات و پيشنهادات خود ما را ياري بفرماييد

    با گذاشتن نظر در قسمت دیدگاه ها می توانید ما را در بهتر شدن یاری کنید

    به دلیل عدم حضور پررنگ برندهای معتبر بین المللی در بازار خودروی کشورمان، خودروسازان نسبتا تازه‌کار چینی (در قیاس با شرکت‌های معتبر اروپایی و ژاپنی) توانستند جای پای خود را در خودروسازی ایران محکم نمایند و امروزه بخش زیادی از این بازار را به نفع خود در دست بگیرند. حضور محصولات متنوع از برندهایی نظیر: چری، لیفان، فاو، جک و …در بازار خودوی ایران، گواهی بر این مدعاست.

    برند لیفان یکی از اولین شرکت‌های چینی است که با مدل ۵۲۰ خود وارد عرصه خودروسازی ایران شد. این محصول که توسط شرکت کرمان موتور عرضه می‌شد، آنطور که باید و شاید نتوانست نظر مشتریان را به خود جلب نماید.

    بنابراین کرمان موتور تصمیم گرفت مدل زیباتر و مدرن‌تر ۶۲۰ را به منظور تداوم همکاری با شرکت لیفان برگزیند. لیفان ۶۲۰ از سال ۲۰۰۹ به بازار عرضه شد و در چین، برزیل، روسیه، ویتنام و … به فروش رسید.

    این خودرو در کشور چین با موتور ۱۶۰۰ سی‌سی و تحت سطوح تجهیزاتی: اکونومی، کامفورت و لاکچری به فروش می‌رسید. شرکت کرمان موتور نیز در بدو امر (سال ۸۹)، مدل کامفورت با موتور ۱۶۰۰ سی سی ترایتک را به بازار ایران ارائه داد.

    به دلیل سطح امکانات نسبتا پایین و قدرت کم پیشرانه ۱۶۰۰ سی‌سی، کرمان موتور تصمیم به عرضه لیفان ۶۲۰ با موتور ۱۸۰۰ سی سی و سطح تجهیزات لاکچری گرفت و موفق شد ۶۲۰ را در بازار کم تنوع آن دوران به خوبی بر سر زبان‌ها بیندازد.

    در این مقاله تصمیم داریم تا نگاهی به مدل های کارکرده این خودرو در بازار بیاندازیم. بنابراین لطفا در ادامه با دیجیاتو همراه باشید.

    طراحی ظاهری و بدنه

    ظاهر لیفان ۶۲۰ در قیاس با تولیدات قدیمی داخلی نظیر: سمند و پژو 405 که سال‌های سال در خطوط تولید جا خوش کرده‌اند، از برتری نسبی برخوردار بوده و با وجود آنکه حدود یک دهه از طراحی آن سپری شده است، اما همچنان در نظر مشتری ایرانی می‌تواند جذابیت‌های مخصوص به خود را داشته باشد؛ البته این موضوع تا حد بسیار زیادی به عدم تنوع کافی در بازه مدل‌های اقتصادی موجود در بازار ایران بازمی‌گردد.

    چراغ‌های جلو تا اندازه‌ای به برخی مدل‌های قدیمی‌تر ب ام و شباهت داشته و جناحین جلوپنجره کرومی را به تسخیر خود درآورده‌اند. طراحی و چینش اجزای داخلی چراغ‌های جلو، نسبتا ساده بوده و از لامپ های تلسکوپی همراه با نوار ‌LED در قسمت پایین کاسه‌چراغ و راهنمای یکپارچه بهره می‌برند.

    به منظور کاهش سادگی و عضلانی‌تر جلوه‌دادن ظاهر لیفان ۶۲۰، طراحان از برخی خطوط حجم دهنده بر روی درب کاپوت و نمای جانبی خودرو بهره برده‌اند.

    نمای جانبی لیفان ۶۲۰ نیز با وجود طراحی ساده‌ای که دارد، آرامش خاصی به بیننده منتقل می‌نماید. در نمای عقب خودرو، چراغ‌های بزرگ که شاید بتوان آنها را الگو برداری شده از روی برخی مدل‌های سری E و C مرسدس بنز در  اوایل سالهای دهه ۲۰۰۰ میلادی تلقی نمود) در دو طرف درب صندوق خودنمایی می‌کنند.

    سپر عقب نیز تقریبا به ساده‌ترین شکل ممکن طراحی شده است که البته هماهنگی مناسب با سایر اجزا از خود نشان می‌دهد.

    به طور کلی طراحی ظاهری لیفان ۶۲۰، از هماهنگی کافی میان عناصر اصلی خود برخوردار بوده و در قیاس با رقبای قدیمی‌تر حاضر در بازار ایران حرف‌های بیشتری برای گفتن دارد.

    ابعاد خودرو

    عرض  (1705) mm
    طول  (4550) mm
    ارتفاع  (1495) mm

    طراحی داخلی و کابین

    در داخل کابین لیفان ۶۲۰ با فضایی نسبتا آرامش‌بخش روبرو هستیم. این فضا با تریم کرم رنگ همراه شده و نواری به طرح چوب در میانه داشبورد دیده می شود که به زیبایی بر روی پنل درب ها نیز کشیده شده و جلوه‌ی هماهنگی را پدید آورده است.

    برخی تزئینات نقره‌ای هم بر روی تودری‌ها، غربیلک فرمان و داشبورد مشاهده می‌شود که نمای زیباتری را به کابین لیفان 620 اعطا نموده‌اند. در این بین، جنس عمده متریال کابین چندان مرغوب نبوده و از پلاستیک خشک در اکثر ادوات استفاده شده است

    مدرن‌ترین ویژگی کابین لیفان ۶۲۰ لاکچری به سیستم مالتی مدیای لمسی آن باز می‌گردد که از کیفیت مناسبی برخوردار بوده و از قابلیت پخش تلویزیونی نیز برخوردار است و تصویر دوربین دید عقب هم بر روی این مانیتور نمایش داده می‌شود.

    از نظر گنجایش نمی‌توان کابین لیفان ۶۲۰ را در رده‌های بالا درجه‌بندی نمود و افراد بلندقد، از نظر فضای سر به ویژه در ردیف عقب با محدودیت مواجه هستند. صندلی ها نیز چندان نرم و راحت نیستند اما می‌توان آنها را با نمونه‌های داخلی مقایسه کرد و نمره قابل قبولی به آنها داد.

    ظرفیت صندوق عقب لیفان ۶۲۰ معادل ۶۵۰ لیتر است که حدود ۲۰۰ لیتر بیشتر از پژو ۴۰۵ بوده و کاملا مناسب نیازهای مسافرتی یک خانواده ۴ نفره ایرانی است.

    به طور کلی، کابین لیفان ۶۲۰ تا حدی از نظر گنجایش با محدودیت مواجه است اما از طراحی نسبتا مناسبی برخوردار بوده و در این زمینه به نسبت بسیاری از رقبای داخلی از برتری نسبی برخوردار است.

    تجهیزات و امکانات مدل 1800 لاکچری

    کیسه های هوا ( نوع و تعداد ) 2 عدد ، کیسه هوای راننده و سرنشین جلو
    سیستم های پایداری و کمک راننده ABS دارای 4 کاناله به همراه EBD
    سیستم های امنیتی و حفاظتی سیستم هشدار دهنده باز بودن دربها ، قفل ایمنی کودک ، قفل مرکزی به همراه ریموت کنترل ، سیستم ضد سرقت ،
    سیستم فرمان و هدایت پذیری قدرت کمک هیدرولیکی
    نوع غربیلک کنترل سیستم صوتی از روی غربیلک فرمان
    سیستمهای تهویه مطبوع کنترل دستی
    سیستم صوتی و تصویری رادیو پخش MP3 / CD / USB / iPod / SD Card / DVD به همراه 6 بلند گو
    سیستمهای مولتی مدیا سیستم GPS به همراه نمایشگر کنسول میانی
    سیستم صندلیهای جلو تنظیم دستی ، روکش چرم صندلی راننده با قابلیت تنظیم ارتفاع
    سیستم صندلیهای عقب تا شونده ، روکش چرم
    سیستم آیینه ها تنظیم برقی ، دارای راهنما
    سیستم شیشه ها بالابر شیشه های جلو و عقب برقی ، گرمکن شیشه عقب ، دارای سیستم پاور ویندو
    سیستم های سقف سانروف
    سیستم روشنایی جلو قابلیت تنظیم نور چراغها ، چراغهای هالوژن دارای مه شکن ، سنسور روشن شدن خودکار چراغها
    سیستم روشنایی عقب چراغهای LED به همراه مه شکن
    سنسورهای پیش فعال
    سیستم های کمک رانندگی دوربین دید عقب ، هشدار دهنده میزان لنت ترمز ، چراغ اخطار روی دربها ، تنظیم نور صفحه کیلومتر شمار

    پیشرانه و مشخصات فنی

    همانطور که ذکر نموده ایم، در ابتدا لیفان ۶۲۰ با موتور ۱۶۰۰ سی‌سی به بازار ایران وارد شد. این پیشرانه دارای قدرتی معادل 115 اسب بخار بوده و گشتاور حاصل از آن نیز برابر 149 نیوتن متر است.

    پس از آن، لیفان ۶۲۰ به همراه پیشرانه 1800 سی‌سی عرضه شد که توان خروجی آن به 131 اسب بخار و گشتاور حاصل نیز تا 160 نیوتن‌متر ارتقا یافت.همچنین یک گیربکس 5 سرعته نیز وظیفه انتقال نیرو به چرخ‌های جلو را برعهده دارد.

    مشخصات فنی

     مشخصات / مدل لیفان 620 ( 1600 سی سی ) لیفان 620 ( 1800 سی سی ) 
    موتور 4 سیلندر خطی – TRITEC  4 سیلندر خطی
    حداکثر قدرت 115 اسب بخار در 6000 دور در دقیقه  131  اسب بخار در 6000 دور در دقیقه
    حداکثر گشتاور 149 نیوتن متر در 4000 دور در دقیقه  160 متر در 4200 دور در دقیقه
    حجم موتور 1596 سی سی  1794 سی سی
     تعداد سوپاپ 16 DOHC 16 DOHC
    جعبه دنده دستی  دستی
    تعداد دنده 5  5
    شتاب ۰ تا 96.5  – ثانیه  – ثانیه
    حداکثر سرعت 180 کیلومتر بر ساعت 200 کیلومتر بر ساعت
     وزن خالص 1150 کیلوگرم  1155 کیلوگرم
    فاصله محورها 2605 میلی متر  2605 میلی متر
    ابعاد و نوع چرخ های جلو  عقب  195/60R15 195/60R15

    قیمت  لیفان 620 دست دوم

    قیمت لیفان 620 نسخه 1.6 لیتری بدون رنگ، بسته به جزییات و شرایط هر خودرو، به طور میانگین در حدود 42 تا 48 میلیون تومان در مهرماه 97 داد و ستد می‌شود.

    همچینن بهای نمونه 1.8 لیتری، مدل 93 تا 95 نیز به طور میانگین در بازه قیمتی 55 تا 70 میلیون تومان قیمت‌گذاری می‌شود. در ضمن با توجه عدم ثبات بازار، امکان رشد یا تعدیل قیمت‌ها نیز وجود دارد.

    رقبا و محصولات مشابه

    از جمله مهمترین رقبای لیفان 620 دست دوم در بازار ایران میتوان به تندر90 دست دوم، سمند دست دوم، پژو پارس و 206 صندوقدار کارکرده، ام وی ام 530 و 550 اشاره نمود.

    همچنین با توجه به گرانی‌های اخیر، بهای برخی محصولات صفرکیلومتر نظیر: پراید، ساینا، کوییک، پژو405 و… نیز با قیمت انواع کارکرده لیفان 620 در تلاقی خواهند بود؛ بنابراین شاید بتوان آنها را نیز در زمزه رقبای 620های دست دوم دانست!

    مزایا و معایب لیفان 620 کارکرده

    نکات مثبت
    • پیشرانه قابل قبول 1.8لیتری
    • دینامیک رانندگی و سواری بهتر در قیاس با رقبای قدیمی داخلی
    • صندوق عقب جادار
    • قیمت متعادل
    نکات منفی
    • بیشتر بودن هزینه تعمیر و نگهداری نسبت به رقبای داخلی
    • نفوذ صدای زیاد به داخل کابین
    • کمبود قطعات یدکی در بعضی شهر ها و مناطق کشور
    • کابین نه چندان جادار

    شما مخاطبين عزيز سايت با مراجعه به سایت سرگرمی از اين پس با مراجعه به وب سايت ما مي توانيد جديد ترین مطاب را مطالعه کنید و از خواندن ان ها لذت ببريد

    وچنانچه انتقادي به سايت ما داشتيد مي توانيد در قسمت نظرات ما را در جريان بگذاريد

    سایت سرگرمی

    دانلود آهنگ آرش والا به نام  کوچه

    در این پست می توانید آهنگ آرش والا کوچه را با دو کیفیت اصلی ۱۲۸ و ۳۲۰ به همراه متن اهنگ دانلود کنید

    دانلود آهنگ آرش والا کوچه

    Download New Song By Arash Vala  Called Kooche

    خوانندهنام آهنگترانه سرادسته بندی
    آرش والاکوچهتک آهنگ

     

    نوشته دانلود آهنگ آرش والا کوچه اولین بار در دانلود آهنگ جدید • دان موزیک. پدیدار شد.

    سلام خدمت مخاطبين سایت سرگرمی در اين پست مطالبی با ارزش و خواندنی قرار داده ایم امیدواریم با مطالعه آن نهایت استفاده را ببرید

    اگر از اين پست لذت برديد و خوشتون امده در صفحات اجتماعي خود به اشتراک بگذاريد تا ديگران هم استفاده کنند.

    و همچنين خواهشمنديم با نظرات و پيشنهادات خود ما را ياري بفرماييد

    با گذاشتن نظر در قسمت دیدگاه ها می توانید ما را در بهتر شدن یاری کنید

    در سال های اخیر تلفن های همراه نحوه تفکر، عملکرد و ارتباط انسان ها را تغییر داده اند. این ابزارهای پرکاربرد همچنین به کابوس کارگردانان فیلم های ژانر وحشت تبدیل شده اند؛ چرا که حالا با حضورشان، بسیاری از سناریوهای کلاسیک فیلم های ترسناک، غیر محتمل یا حتی خنده دار به نظر می رسند.

    با این حال تلفن های همراه در بعضی موارد فرصت های جدیدی هم برای القای حس ترس به وجود آورده اند که در مطلب حاضر، سعی می کنیم با برخی مثال ها موارد موفقیت آمیز و همچنین ناموفق استفاده از تلفن همراه در ژانر وحشت سینما را مورد بررسی قرار دهیم. با دیجیاتو همراه باشید:

    ژانر وحشت

    انتقال حس تنهایی و ترس دو مورد از مهم ترین عوامل موفقیت ژانر وحشت در سینما هستند؛ در واقع اگر انسان تنها نباشد احساس امنیت کرده و احتمال ترسیدنش خیلی کمتر می شود. تلفن همراه هم دقیقاً نقش مخالف داشته و حس تنهایی را از بین می برد.

    انتقال حس تنهایی یکی از مهم ترین عوامل موفقیت ژانر وحشت در سینما است

    این روزها خصوصاً در شهرها و کشورهای پیشرفته دسترسی همیشگی و پر سرعت به اینترنت در کنار استفاده از سرویس هایی مانند گوگل مپس، یابنده تلفن همراه و اوبر، مردم را بیش از پیش با فناوری عجین کرده و مثلاً در صورت ورود غیر قانونی فردی به محوطه خانه، یک تماس با مرکز 911 کافیست تا موقعیت خطر توسط اپراتور و از طریق فناوری GPS شناسایی شود. تلفن های همراه تا حد زیادی قدرت ژانر وحشت در القای حس تنهایی را از بین برده اند.

    ژانر وحشت

    البته برای بسیاری از فیلم ها و سریال ها راحت ترین کار، از بین بردن قدرت تلفن همراه است. این استراتژی اگر درست اجرا شود، موفقیت آمیز خواهد بود؛ اما اکثر اوقات به خوبی پیاده سازی نشده و نشان می دهد که ژانر وحشت تا چه حد به سناریوهای قدیمی وابسته است.

    در ادامه به برخی از راه های استفاده از تلفن همراه در ژانر وحشت و مثال های آن می پردازیم:

    عدم آنتن دهی

    عدم آنتن دهی گوشی یکی از متداول ترین اتفاقاتی است که در فیلم های ترسناک رخ می دهد و معمولاً شخصیت یا شخصیت های اصلی داستان، درست زمانی که قصد درخواست کمک دارند، با مشکل عدم آنتن دهی مواجه می شوند.

    عنصر عدم آنتن دهی در بعضی از فیلم ها پختگی لازم را ندارد

    این سناریو بعضی مواقع و در شرایط خاص نتیجه خوبی دارد؛ مثلاً در فیلم  «10Cloverfield Lane» کاراکتر میشل با مشکل مشابهی مواجه می شود و چون در یک پناهگاه زیرزمینی گیر افتاده، مشخص نیست علت اصلی عدم آنتن دهی حضور در یک پناهگاه زیرزمینی است یا واقعاً بیگانگان سطح زمین را اشغال کرده اند.

    ژانر وحشت

    از سوی دیگر المان مورد بحث در بعضی از فیلم ها پختگی لازم را ندارد؛ مثلاً در فیلم «دنیای ژوراسیک»، تلفن همراه کلیر در جزیره بدون هیچ مشکلی کار می کند اما درست زمانی که می خواهد با خواهرزاده هایش تماس بگیرد، آنتن دهی قطع می شود.

    فیلم سینمایی «Jeepers Creepers 2» هم مثال دیگریست که لکه های خورشیدی را عامل عدم سرویس دهی مخابراتی عنوان می کند. عواملی مانند مسدودکننده های امواج و حتی ارواح نیز به عنوان دلیل اصلی عدم آنتن دهی در بعضی فیلم ها معرفی می شوند که مثلاً همین حضور ارواح، به غایت مضحک و خنده دار است.

    موضوع عدم آنتن دهی موبایل در سینمای پیش از سال 2000 راحت تر توسط مخاطب پذیرفته می شود

    موضوع عدم آنتن دهی موبایل در سینمای پیش از سال 2000 که هنوز فناوری هایی مانند GPS در دنیای تلفن همراه فراگیر نشده بود و دکل های مخابراتی کره زمین را نپوشانده بودند، کارایی بیشتری داشت و راحت تر توسط مخاطب پذیرفته می شد. با این حال هنوز هم جاهای زیادی در زمین از پوشش مناسب آنتن تلفن همراه محرومند و شاید با بردن فیلم به این اماکن، عدم آنتن دهی گوشی بهتر توجیه پذیر باشد.

    تمام شدن باتری

    احتمالاً در سال های پیش رو سناریوی اتمام باتری و خاموش شدن دستگاه، کم کم جای عدم آنتن دهی را بگیرد. به هرحال با توجه به عمر باتری گوشی های امروزی، احتمال خاموش شدن آنها به دلیل خالی شدن باتری زیاد بوده و ممکن است در هر مکانی اتفاق بیفتد. در چنین شرایطی قهرمان داستان امکان استفاده از تلفن خود را به کلی از دست داده و حتی برای کارهایی مثل نقشه خوانی و عکس برداری هم ابزاری در اختیار نخواهد داشت.

    ژانر وحشت

    خالی شدن باتری گوشی اگر در زمان درست اتفاق بیفتد، به تنهایی عامل القای حس وحشت خواهد شد چرا که ارتباط شخصیت داستان با دیگران را قطع کرده و مانند خراب شدن ماشین در ناکجا آباد، توانایی کاراکتر در مواجهه با مشکلات را به طرز چشمگیری کاهش می دهد.

    خالی شدن باتری گوشی اگر در زمان درست اتفاق بیفتد، به تنهایی عامل القای حس وحشت خواهد شد

    یکی از بهترین استفاده ها از خالی شدن باتری در جریان فیلم، مربوط به فیلم سینمایی «Get Out» است که در آن، شخصیت کریس پس از خواب، متوجه کنده شدن گوشی از شارژر در شب قبل شده که همین اتفاق، اتمام باتری در طول روز و در نتیجه انزوای بیشتر کریس را تضمین می کند. در فیلم «House of Good & Evil» هم کاراکتر مگی که به تازگی اسباب کشی کرده، شارژر گوشی خود را پیدا نمی کند که این مسئله فضای فیلم را ترسناک تر می کند.

    البته استفاده نه چندان قوی از خالی شدن باتری در جریان فیلم هم کار دشواری نیست؛ مثلاً در فیلم «Cloverfield» باتری تلفن همراه شخصیت راب درست قبل از برقراری ارتباط با بث (یکی از کاراکترهای فیلم) تمام می شود و او مجبور است در هیاهوی فرار از دست بیگانگان، به فروشگاه های لوازم الکترونیکی رفته و باتری مناسب گوشی خود را پیدا کند.

    ژانر وحشت

    اتفاق مورد بحث در فیلم «Drag Me To Hell» به طرز خنده داری رخ داده و یک موجود شیطانی تنها با نگاه کردن به تلفن همراه کریستین، باتری آن را خالی می کند.

    در دسترس نبودن تلفن همراه

    این عنوان به شرایطی اشاره می کند که تلفن همراه گم شده، شکسته یا به هر دلیلی از داستان حذف شده است. سناریوی مذکور می تواند خیلی ساده مانند افتادن گوشی از دست کاراکتر اجرا شود، یا مانند فیلم «Hold Your Breath» گروهی از دوستان برای آخر هفته و تعامل بهتر با یکدیگر، تلفن هایشان را در یک کیف جمع کرده و همراه خود نبرند.

    از داستان خارج کردن تلفن همراه یکی از مواردیست که اغلب به خوبی پیاده سازی نمی شود

    از داستان خارج کردن تلفن همراه یکی از مواردیست که اغلب به خوبی پیاده سازی نمی شود. مثلاً در آخرین نسخه از فیلم هالووین، گوشی نوه جیمی لی کورتیس توسط دوستش در ظرفی از آبمیوه افتاده و از جریان فیلم خارج می شود. شاید این روش برای رسیدن به هدف کارگردان مفید باشد، اما در واقعیت چند نفر هستند که چنین کاری کنند؟

    ژانر وحشت

    یکی از کاربردهای خنده دار در دسترس نبودن تلفن همراه، در جریان فیلم «30Days of Night» دیده می شود که طی آن گروهی از خون آشام ها، وارد تک تک خانه های دهکده شده و گوشی های مردم را برداشته و در برف مدفون می کنند.

    ابزاری برای روایت داستان

    یکی از راهکارهای خلاقانه برای حل مشکل تلفن های همراه در ژانر وحشت، استفاده از آنها به عنوان ابزاری برای روایت داستان است. با توجه به محبوبیت زیرژانر «found footage horror» که در آن داستان از  دید ویدیوی ضبط شده در دنیای فیلم روایت می شود، استفاده از تلفن های هوشمند انتخابی منطقی است؛ اما محدودیت هایی هم وجود دارد.

    راحت ترین کار، ساخت فیلم در دنیایی است که هنوز تلفن همراه به بازار نیامده

    در چنین فیلم هایی معمولاً ماجرا از دریچه دوربین ابزارهای مختلفی مانند گوشی ها و لپتاپ ها یا دوربین های مداربسته (مانند Paranormal Activity) روایت می شود، چرا که هر از گاهی برای جلوگیری از سرگیجه گرفتن مخاطب، باید جایگاه دوربین ثابت شود و حرکت دائمی آن، برخی مواقع غیرقابل تحمل خواهد بود.

    چشم پوشیدن از حضور تلفن همراه

    راحت ترین کار، ساخت فیلم در دنیایی است که هنوز تلفن همراه به بازار نیامده. مثلاً سریال «Stranger Things» ماجراهایی را در دهه 80 میلادی روایت می کند و به همین خاطر، ابزارهای ارتباطی شخصیت های فیلم به تلفن های ثابت و واکی تاکی محدود می شود.

    گفتنی است استفاده از روش مذکور شاید دردسرهای استفاده از تلفن همراه در فیلم و اثر آن بر ترسناک بودن نتیجه را برطرف کند، اما امکان درگیر کردن داستان با مسائل امروزی را هم از بین خواهد برد.

    شما مخاطبين عزيز سايت با مراجعه به سایت سرگرمی از اين پس با مراجعه به وب سايت ما مي توانيد جديد ترین مطاب را مطالعه کنید و از خواندن ان ها لذت ببريد

    وچنانچه انتقادي به سايت ما داشتيد مي توانيد در قسمت نظرات ما را در جريان بگذاريد

    سایت سرگرمی

© تمامی حقوق مطالب برای وبسایت سرگرمی محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع و شرعا حرام می باشد.
طراحی و کدنویسی : رضا دلیر